شروع یک مسیر ناخواسته در دنیای نوشت‌افزار

سال‌ها پیش، وقتی همسرم تصمیم گرفتند شاغل شوند، من برای ایشان یک مغازه نوشت‌افزار راه‌اندازی کردم. در ابتدا قرار بود فقط در تهیه اجناس کمکشان کنم، اما به‌مرور زمان و به‌اجبار، تمام مسئولیت‌های خرید و حتی فروش بر عهده خودم افتاد. با توجه به تخصص جزئی که در حوزه IT داشتم، متوجه شدم منطقه ما به خدماتی مثل کپی، پرینت و تعمیرات سیستم‌های کامپیوتری و لپ‌تاپ نیاز جدی دارد. همین موضوع باعث شد مراجعات به مغازه بیشتر شود و یک روز به خودم آمدم و دیدم ۱۰۰ درصد درگیر مدیریت و توسعه نوشت‌افزار شده‌ام.

کسب‌وکارمان آن‌قدر گسترش یافت که همسرم سراغ فعالیت دیگری رفت و من مجبور شدم برای شیفت‌های صبح و عصر کارمند استخدام کنم. با اینکه مغازه خیلی بزرگ نبود، اما از همان ابتدا ترجیح دادم با سیستم کارمندی پیش بروم تا خودم بیش از حد درگیر جزئیات اجرایی نشوم. در این مسیر، تجربیات بسیار ارزشمندی کسب کردم که یکی از مهم‌ترین آن‌ها مربوط به نحوه قیمت‌گذاری و جذب مشتری بود.

چالش قیمت‌گذاری و درس بزرگ «چسب رازی»

یکی از تجربیات جالب من در آن دوران، مربوط به فروش چسب‌های تیوبی رازی (سایز متوسط) بود. ما این چسب‌ها را ۱۰۵۰ تومان می‌خریدیم و قیمت مصرف‌کننده روی جلد آن ۱۳۵۰ تومان بود. در آن زمان به دلیل نبود پول خُرد، قیمت‌گذاری برای ما چالش‌برانگیز بود. ابتدا سعی کردم قیمت را رو به بالا رُند کنم و چسب را ۱۵۰۰ تومان فروختم (۱۵۰ تومان بالاتر از قیمت روی جلد).

در همان دو سه هفته اول، با اعتراض مشتریان مواجه شدم. من اصلاً دوست نداشتم مشتری از من ناراضی باشد. اینجا بود که یک تصمیم استراتژیک گرفتم؛ با خودم گفتم: «به جای اینکه از مشتری بیشتر بگیری، از سهم خودت کم کن.»

انواع چسب و لوازم تحریر روی قفسه مغازه
انواع چسب و لوازم تحریر روی قفسه مغازه

استراتژی کالای قلاب: فروش زیر قیمت خرید!

تصمیم گرفتم قیمت را رو به پایین رُند کنم. چسبی که برای خودم ۱۰۵۰ تومان تمام می‌شد را ۱۰۰۰ تومان فروختم؛ یعنی ۵۰ تومان زیر قیمت خرید! شاید در ظاهر این کار ضرر به نظر می‌رسید، اما سود حاصل از فروش با قیمت ۱۳۵۰ یا ۱۵۰۰ تومان هم آن‌قدر ناچیز بود که ارزش اعتراض مشتری را نداشت.

چند ماه به همین روال گذشت تا اینکه متوجه یک تغییر بزرگ شدم. فروش انواع چسب‌های ما (نواری، شیشه‌ای و...) به‌شدت بالا رفته بود. یک روز از مشتری پرسیدم: «چرا از راه دور برای خرید به اینجا می‌آیید؟» پاسخی که شنیدم ذهنم را باز کرد:

«توی محل می‌گن که شما هم جنس‌هاتون جوره و هم قیمت چسب‌هاتون از همه جا پایین‌تره!»

مقایسه استراتژی‌های قیمت‌گذاری در تجربه من

روش قیمت‌گذاری قیمت فروش (تومان) وضعیت سود/ضرر مستقیم واکنش مشتری
رُند کردن رو به بالا ۱۵۰۰ ۴۵۰ تومان سود اعتراض و نارضایتی
قیمت روی جلد ۱۳۵۰ ۳۰۰ تومان سود معمولی (چالش پول خُرد)
استراتژی قلاب (زیر خرید) ۱۰۰۰ ۵۰ تومان ضرر جذب فوق‌العاده و رضایت

نتیجه‌گیری: مشتری بگیرید، نه فقط سود!

من متوجه شدم که برخی محصولات در بازار مثل «طلا» هستند؛ قیمتشان را همه می‌دانند و در همه جا موجودند. مانور دادن روی سودِ این کالاها اشتباه است. این محصولات باید به عنوان «قلاب» استفاده شوند تا مشتری را به مغازه بکشانند. وقتی مشتری برای یک چسب ارزان‌قیمت به مغازه شما می‌آید، قطعا خریدهای دیگرش را هم از شما انجام می‌دهد. هدف ما نباید صرفاً سود گرفتن از تک‌تک کالاها باشد، بلکه باید روی «گرفتن مشتری» تمرکز کنیم. وقتی تعداد مشتری بالا برود، سود کلی کسب‌وکار به‌صورت خودکار افزایش می‌یابد.

در مطالب بعدی، تجربیات بیشتری از فروش آنلاین و چالش‌های دیگر نوشت‌افزار را با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

سوالات متداول

استراتژی کالای قلاب (Loss Leader) چیست؟

این استراتژی یعنی فروش یک یا چند کالای پرمصرف زیر قیمت بازار یا حتی زیر قیمت خرید، با هدف جذب مشتری به فروشگاه و ترغیب آن‌ها به خرید سایر کالاهای سودآور.

آیا فروش زیر قیمت خرید همیشه منجر به ضرر می‌شود؟

خیر؛ اگر این کار روی کالاهای پرمخاطب انجام شود، افزایش حجم مراجعات و خرید کالاهای جانبی (که سود معمولی دارند) ضرر آن کالای خاص را جبران کرده و سود کل را بالا می‌برد.

چطور بفهمیم کدام کالا برای استراتژی قلاب مناسب است؟

کالاهایی که قیمت آن‌ها در ذهن مشتری حک شده است (مثل چسب رازی، خودکار کیان یا دفترهای دولتی) و مشتری تفاوت قیمت آن‌ها را به‌وضوح درک می‌کند، بهترین گزینه‌ها هستند.

References

  1. Loss Leader Strategy Definition — Investopedia
  2. Pricing Strategies for Small Business — Harvard Business Review
  3. How to Use Loss Leaders to Increase Retail Sales — Shopify Blog