در سال‌هایی که تب بورس تمام جامعه را فرا گرفته بود و هر روز خبر از سودهای کلان به گوش می‌رسید، من در دانشکده مدیریت و اقتصاد مشغول به کار بودم. در آن فضا، فرصتی پیش آمد تا با دکتر هادی دیباوند، از اساتید برجسته و مسئول مرکز اقتصاد دانشکده، صحبتی داشته باشم. سؤالی که آن روزها ذهن همه را درگیر کرده بود از ایشان پرسیدم: «دکتر، الان کدام سهم را بخرم؟» پاسخ دکتر دیباوند برای من بسیار عجیب و تکان‌دهنده بود. ایشان فرمودند: «من اصلاً کد بورسی ندارم و در بورس فعالیت نمی‌کنم.» برایم غیرقابل باور بود که یک دکترای اقتصاد، از چنین بازار پرسودی فاصله بگیرد. وقتی علت را جویا شدم، ایشان نکته‌ای را مطرح کردند که زیربنای نگاه من به مسائل اقتصادی شد. مفهوم ارزش افزوده در خلق ثروت دکتر دیواوند معتقد بودند که در تمامی مکاتب اقتصادی (چه اسلامی و چه غیر اسلامی)، کسب درآمد واقعی و خلق پول باید نتیجه‌ی *ایجاد ارزش افزوده* باشد. ایشان تفاوت ظریفی میان دو نوع نگاه به بورس قائل بودند: 1. مشارکت در صنعت: خرید سهام با نیت کمک به چرخ تولید و تأمین سرمایه کارخانه‌ها. در این حالت، شما در سود حاصل از تولید و رشد واقعی شرکت شریک می‌شوید که کاری ارزشمند و اخلاقی است. 2. نوسان‌گیری (Speculation): ورود به بازار با نیت کسب سود کوتاه‌مدت و خروج سریع. در این نگاه، سودی که به دست می‌آید ناشی از ارزش افزوده محصول یا خدمات شرکت نیست. ایشان تأکید کردند که در نوسان‌گیری، اگر کسی سودی می‌برد، احتمالاً فرد دیگری در حال زیان دیدن است و این چرخه لزوماً به رشد اقتصاد ملی کمک نمی‌کند.
ارزش افزوده و تولید در بورس
ارزش افزوده و تولید در بورس
مقایسه سرمایه‌گذاری ارزشی و نوسان‌گیری در جدول زیر تفاوت این دو رویکرد را از نگاه دکتر دیواوند مشاهده می‌کنید:
ویژگی سرمایه‌گذاری مشارکت‌جو نوسان‌گیری کوتاه‌مدت
هدف اصلی حمایت از تولید و رشد شرکت بهره‌برداری از نوسانات قیمت
منبع سود ارزش افزوده و سود عملیاتی تفاوت قیمت خرید و فروش
بازه زمانی بلندمدت (بیش از یک سال) بسیار کوتاه‌مدت
اثر اقتصادی کمک به چرخه اقتصاد و اشتغال ایجاد حباب یا جابجایی نقدینگی
تجربه شخصی من؛ از وسوسه تا واقعیت حرف‌های دکتر به دل من نشست و تا دو سال وارد بورس نشدم. اما کنجکاوی و تمایل به تجربه این فضا باعث شد نهایتاً با مبلغ **۲۰ میلیون تومان** وارد بازار شوم. حدود دو تا سه ماه فعالیت کردم، اما مدام آن درس بزرگ در ذهنم تکرار می‌شد. در نهایت از بورس خارج شدم و به این نتیجه رسیدم که اگر روزی بخواهم دوباره بازگردم، استراتژی من کاملاً متفاوت خواهد بود. استراتژی آینده من برای حضور در بازار سرمایه اگر در آینده بخواهم فعالیتی در بورس داشته باشم، قطعا بر اساس اصول زیر پیش خواهم رفت: صبر استراتژیک: سرمایه‌ای را وارد می‌کنم که حداقل تا یک یا چند سال به آن نیاز نداشته باشم. تمرکز بر تولید: هدفم صرفاً مشارکت در تولید و اقتصاد باشد. سود واقعی: سودی را می‌پذیرم که از محل افزایش تولید و ارزش واقعی شرکت حاصل شده باشد، نه از راه پایین آمدن سرمایه دیگران. امیدوارم این تجربه و نگاه دکتر دیباوند به شما هم کمک کند تا در مسیر اقتصادی خود، به دنبال خلق ارزش باشید. واقعیتی که باید بپذیریم این است که برای بالا رفتن ما، لزوماً نیاز نیست فرد دیگری پایین بیاید؛ ثروت واقعی در «رشد همگانی» نهفته است.

سوالات متداول

تفاوت اصلی نوسان‌گیری با سرمایه‌گذاری چیست؟نوسان‌گیری بر بهره‌برداری از تغییرات قیمتی در کوتاه‌مدت تمرکز دارد، اما سرمایه‌گذاری با هدف مشارکت در سود حاصل از تولید و ارزش افزوده شرکت در بلندمدت انجام می‌شود.
چرا دکتر دیواوند نوسان‌گیری را توصیه نمی‌کردند؟ایشان معتقد بودند ثروت واقعی باید از طریق ایجاد ارزش افزوده خلق شود. در نوسان‌گیری، سود یک نفر اغلب معادل زیان نفر دیگر است و ارزش واقعی به اقتصاد اضافه نمی‌شود.
بهترین بازه زمانی برای سرمایه‌گذاری در بورس چقدر است؟با توجه به تجربه ذکر شده، نگاه اصولی به بورس مستلزم دیدگاهی بلندمدت (بیش از یک سال) است تا سرمایه در خدمت چرخه تولید قرار گیرد.

References

  1. Value Investing: From Graham to Buffett and Beyond — Wiley Finance
  2. The Difference Between Trading and Investing — Investopedia
  3. Economics of Value Added and Wealth Creation — Harvard Business Review