پارادوکس مشغله: چرا برخی اساتید همیشه وقت کم می‌آورند؟

در چند روز گذشته، با حدود پنج یا شش استاد مختلف دانشگاه در حوزه‌های گوناگون هم‌کلام شدم. نکته عجیبی که در ارتباط با این دوستان متوجه شدم، این بود که تقریباً هیچ‌کدامشان وقت ندارند. حتی برای پیگیری کارهای شخصی خودشان که قرار است ما انجام دهیم، به سختی زمان پیدا می‌کنند.

این دوستان برای موضوعاتی که شاید تنها ۳۰ دقیقه زمان بخواهد، مجبورند کارهایشان را به شدت فشرده کنند یا لابلای برنامه‌های شلوغشان، به زور زمانی را باز کنند تا بتوانند آن موضوع را بررسی کنند. این حجم از بدو بدو کردن، سؤالی را در ذهن ایجاد می‌کند: آیا این مشغله زیاد، لزوماً به معنای خروجی بهتر است؟

آرامش در اوج مسئولیت: الگوی پزشک چندپتانسیلی

در مقابل این تجربه، دوستی دارم که پزشک هستند. ایشان علاوه بر طبابت و اداره مطب، یک فروشگاه تجهیزات پزشکی را هم مدیریت می‌کنند. نکته جالب اینجاست که ایشان عاشق آشپزی هستند و در طول هفته، چندین روز را شخصاً برای آشپزی وقت می‌گذارند؛ کما اینکه هفته گذشته بنده را هم برای شام دعوت کرده بودند.

اگر بخواهیم مقایسه کنیم، مشغله ایشان به عنوان یک پزشک قدیمی و صاحب کسب‌وکارهای مختلف، احتمالاً از آن اساتید بیشتر است، اما در ظاهر، ایشان بسیار آزادتر به نظر می‌رسند. در طول روز اوقات فراغت دارند، به راحتی می‌نشینند، صحبت می‌کنند و قرارهای کاری‌شان اصلاً فشرده و پرتنش نیست. جالب‌تر اینکه درآمد ایشان نیز به مراتب از آن دسته افرادی که همیشه وقتشان پر است، بهتر به نظر می‌رسد.

استاد دانشگاه پرمشغله و کمبود وقت
استاد دانشگاه پرمشغله و کمبود وقت
ویژگی گروه اول (برخی اساتید) گروه دوم (پزشک موفق)
وضعیت زمان بسیار فشرده و محدود دارای اوقات فراغت و آرامش
نحوه برخورد عجله و بدو بدو دائمی آرام و در دسترس برای گفتگو
تمرکز بر جزئیات غرق در کارهای اجرایی مدیریت و پرداختن به علایق (مثل آشپزی)

نقش واقعی مدیر: مشاهده‌گر یا مجری؟

این تفاوت در سبک زندگی نشان می‌دهد که مشغله زیاد لزوماً یک مزیت نیست، بلکه گاهی نشان‌دهنده ضعف در مدیریت است. به نظر من، یک مدیر نباید خودش را درگیر مشغله‌های خرد و اجرایی کند. مدیر باید بیشتر یک مشاهده‌گر، نظاره‌گر و کنترل‌گر باشد.

در یک ساختار درست، کارشناس‌ها و دستیارها باید امور اجرایی را پیش ببرند تا مدیر فرصت کافی برای کارهای زیربنایی داشته باشد:

  • ارتقای سطح کیفی خود و زیردستان.
  • مطالعه و بررسی راهکارهای جدید.
  • گشت‌وگذار و کسب تجربه‌های تازه.

نتیجه‌گیری: آرامش، پیش‌نیاز پیشرفت

ارتقا و پیشرفت، بیش از آنکه از دلِ بدو بدوهای دائمی بیرون بیاید، از دل آرامش و فرصت برای تفکر حاصل می‌شود. وقتی مدیران وقت ندارند، در واقع در کارهای خودشان گم می‌شوند و دیگر نمی‌توانند روی پیشرفت واقعی‌شان سرمایه‌گذاری کنند. برای رشد کردن، باید یاد بگیریم که چگونه از حجم کارهای اجرایی کم کرده و به جای «انجام دادن همه کارها»، بر «هدایت درست کارها» تمرکز کنیم.

سوالات متداول

چرا برخی افراد با وجود مسئولیت‌های زیاد، وقت آزاد بیشتری دارند؟

این موضوع به مدیریت هوشمندانه برمی‌گردد. افرادی که به جای درگیر شدن در تمام جزئیات اجرایی، نقش نظارتی و مدیریتی ایفا می‌کنند و کارها را به دستیاران می‌سپارند، آرامش و وقت آزاد بیشتری برای کارهای مهم‌تر دارند.

وظیفه اصلی یک مدیر از دیدگاه این متن چیست؟

مدیر باید بیشتر مشاهده‌گر، نظاره‌گر و کنترل‌گر باشد. او باید به جای انجام کارهای کارشناسی، بر ارتقای خود، همکاران و بررسی راهکارهای جدید تمرکز کند.

مشغله زیاد چه آسیبی به پیشرفت حرفه‌ای می‌زند؟

باعث می‌شود فرد در کارهای روزمره گم شود و فرصتی برای مطالعه، گشت‌وگذار و تفکر استراتژیک نداشته باشد، که در نهایت مانع از سرمایه‌گذاری روی پیشرفت بلندمدت می‌شود.